محمد نعيم
مقدمهء مصحح 29
شرح مثنوى ( فارسى )
خلف صالح پدر شود . مولانا نه سال تحت آموزشهاى باطنى و ارشادات ترمذى قرار گرفت : بود در خدمتش به هم نُه سال * تا كه شد مثلِ او به قال و به حال « 1 » البتّه پيش از آن با مشورت ترمذى ، مولانا به مدّت چهار يا هفت سال براى اتمام دانشها و علوم اسلامى در دمشق و حلب نزد سرشناسترين فقها و در بزرگترين مدارس به تعليم و تعلّم پرداخت . ترمذى پس از پرورش مولانا به قيصريه رفت و در سال 638 ه . ق درگذشت . تا سال 642 ه . ق مولانا در چهار مدرسهء بزرگ شهر ، تدريس مىكرد و گاه تا چهارصد تن در مجلس درس او شركت مىجستند . امّا دوشنبه بيست و ششم جمادى الثانى آن سال ، اتّفاقى رخ داد كه نقطهء عطفى در حيات بالندهء مولوى به شمار مىآيد . عارف بلندپايه شمس الدين محمّد بن علىّ بن ملكداد تبريزى پاى به سرزمين قونيه گذارد . او كه از محضر بزرگان عرفان درس آموخته بود و سالكان بسيارى را تربيت كرده بود ، گويا به دنبال گمشدهاى مىگشت تا قابليت و گنجايش آموزههاى باطنى را كه در اقيانوس وجودىاش موج مىزد ، داشته باشد . خود در اينباره مىگويد : « كسى مىخواستم از جنس خود كه او را قبله سازم و روى به دو آرم كه از خود ملول شده بودم . » مولانا در آستانهء چهل سالگى با اين عارف فرهيخته كه جامهء بازرگانان به تن كرده و در سراى شكرفروشان حجره داشت ، برخورد كرد . در همان ملاقات اوليه ، شمس شيفتهء مولانا و مولانا دلباختهء شمس شد . درس و بحث را رها كرد . چندين ماه اين دو در كنار هم زيستند و در را بر روى ديگران نگشودند . در آن خلوتها گفتهها و ناگفتهها را ردوبدل كردند . شمس دريچهء جديدى فراروى مولانا باز كرد و مسير زندگى معنوى او را تغيير داد . مولانا خود در اينباره مىگويد :
--> ( 1 ) . همان ، ص 196 .